برای عضویت در خبرنامه سام ایمیل خود را در کاد پایین وارد نمایید

Dirty Needles

It was time for the annual blood drive. He told his girlfriend, "I'm going to give blood tomorrow." She said, "Don't do that. You could get a disease." He asked, "I could get a disease? How could I get a disease?" She said, "You never know. What if a nurse trips and stabs you with a dirty needle?" He said that was ridiculous. Nurses don't trip. Nurses don't stab blood donors with dirty needles. He went to the blood drive the next day. He watched the nurses carefully. None of them tripped. None of them stabbed a blood donor with a dirty needle. He gave blood. He told his girlfriend that no one had tripped and stabbed him. She said he was lucky this time.

 

سوزن کثیف زمان خونریزی سالانه

سوزن کثیف
زمان خونریزی سالانه بود. او به دوست دخترش گفت: "من قصد دارم به فردا خون بدهم." او گفت: "این کار را نکن. میتوانی یک بیماری پیدا کنی". او پرسید: "من می توانم یک بیماری بگیرم؟ چگونه می توانم یک بیماری بگیرم؟" او گفت، "شما هرگز نمی دانید چه می شود اگر یک پرستار سفر می کند و شما را با سوزن کثیف است؟" او گفت که مسخره است پرستاران سفر نمی کنند. پرستاران اهداکنندگان خون را با سوزن های کثیف پاک نمی کنند. او روز بعد به راننده خون رفت. او پرستاران را با دقت تماشا کرد. هیچکدام از آنها متوقف نشدند هیچ یک از آنها اهدا کننده خون با یک سوزن کثیف نداشتند. او خون داد. او به دوست دخترش گفت که هیچ کس او را نپوشانده است. او گفت، این بار خوش شانس بود.