برای عضویت در خبرنامه سام ایمیل خود را در کاد پایین وارد نمایید

30 Years Late

She found a book in her basement. It was an old book. She opened the book. It was a library book. It was an old library book. The library card was inside the front cover. The due date was on the library card. She looked at the due date. The due date was 30 years ago! Oh my goodness, she thought. I wonder how much money that is, she thought. I wonder how much money I owe. She didn't know what to do. She thought about it. I can just throw the book out, she thought. No one will know. No one will know if I just throw the book out. She threw the book out. She threw the book into the trash can. She thought about it. She felt bad. I shouldn't throw a book into the trash can, she thought. She took it out of the trash can.

 

30 سال بعد او در زیرزمینش یک

30 سال بعد
او در زیرزمینش یک کتاب پیدا کرد. این یک کتاب قدیمی بود. او کتاب را باز کرد. این یک کتابخانه بود. این یک کتابخانه قدیمی بود. کارت کتابخانه در داخل پوشش جلو بود. تاریخ تحویل در کارت کتابخانه بود. او به تاریخ مورد نظر نگاه کرد. تاریخ مورد نیاز 30 سال پیش بود! او فکر من را کرد. او فکر کرد که چقدر پول دارد. من تعجب می کنم که چقدر پول من بدهکارم او نمی دانست چه باید بکند. او در مورد آن فکر کرد او فکر کرد که من فقط می توانم کتاب را پرتاب کنم. هیچکس نخواهد دانست. هیچ کس نمی داند که اگر فقط کتاب را پرتاب کنم. او کتاب را پرتاب کرد. او کتاب را به سطل زباله انداخت. او در مورد آن فکر کرد او احساس بدی کرد او فکر کرد که نباید یک کتاب را به سطل زباله پرتاب کند. او آن را از سطل زباله بیرون آورد.

30 سال بعد او در زیرزمینش یک

30 سال بعد
او در زیرزمینش یک کتاب پیدا کرد. این یک کتاب قدیمی بود. او کتاب را باز کرد. این یک کتابخانه بود. این یک کتابخانه قدیمی بود. کارت کتابخانه در داخل پوشش جلو بود. تاریخ تحویل در کارت کتابخانه بود. او به تاریخ مورد نظر نگاه کرد. تاریخ مورد نیاز 30 سال پیش بود! او فکر من را کرد. او فکر کرد که چقدر پول دارد. من تعجب می کنم که چقدر پول من بدهکارم او نمی دانست چه باید بکند. او در مورد آن فکر کرد او فکر کرد که من فقط می توانم کتاب را پرتاب کنم. هیچکس نخواهد دانست. هیچ کس نمی داند که اگر فقط کتاب را پرتاب کنم. او کتاب را پرتاب کرد. او کتاب را به سطل زباله انداخت. او در مورد آن فکر کرد او احساس بدی کرد او فکر کرد که نباید یک کتاب را به سطل زباله پرتاب کند. او آن را از سطل زباله بیرون آورد.